السيد حامد النقوي
498
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )
و فيه المطلوب . و همه حيرت آن است كه جمعى از صحابه را كه با حضرت امير المؤمنين عليه السلام مقاتله كردند ، و علم عداوت آن جناب برافراشتند ، و تيغ در روى آن جناب آختند ، آيا شاهصاحب مثل عدو حضرت رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله خارج از زمرهء مسلمين مىدانند ، يا بتقليد اسلاف و حميت مذهب از اين اعتراف كه ولايت جناب امير المؤمنين عليه السّلام مثل ولايت جناب رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله است من جميع الوجوه ، نيز فرار مىكنند . قوله : [ و پيدا است كه شركت امير با آن حضرت صلى اللَّه عليه و آله در تصرف در حين حيات آن حضرت صلى اللَّه عليه و سلم ممتنع بود ] [ 1 ] . أقول : پيدا است كه شركت حضرت امير المؤمنين عليه السّلام با آن حضرت صلى اللَّه عليه و آله در تصرف در حين حيات آن حضرت صلى اللَّه عليه و آله اصلا ممتنع نبود ، زيرا كه مراد از اين شركت من حيث النيابة و الخلافة است ، لا من حيث الاستقلال و الاصالة ، پس اگر تصرف در رعايا براى جناب امير المؤمنين عليه السّلام بوجه نيابت جناب رسالتمآب صلى اللَّه عليه و آله در حيات آن حضرت ثابت باشد ، اصلا محذورى و امتناعى لازم نمىآيد ، و مدعى امتناع آن دليلى با خود ندارد كه كلام او لائق اصغا تواند شد . قوله [ پس اين ادل دليل است بر آنكه مراد وجوب محبت او است ] [ 2 ] . أقول : اين ادل دليل است بر آنكه جناب مخاطب نبيل تخديع عوام و تلبيس امر بر سفهاء الاحلام پيش نظر دارد ، زيرا كه صحت و تماميت اين دليل موقوف بود بر اثبات امتناع استحقاق تصرف براى جناب
--> [ 1 ] تحفه اثنا عشريه : 330 [ 2 ] تحفه اثنا عشريه : 330